![]() |
![]() |
|
| محمد حسن |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:57 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
چون هر حرفش یه معنی میده: L=lake of sorrow=دریاچه غم O=ocean of tears=اقیانوس اشک V=valley of death=دروازه مرگ E=end of life=پایان زندگی موفق باشید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:44 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 12:56 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
آمدم با چشم گریان آمدم من گنه کارم پشیمان آمدم ای رئوف ای کریم ای رفیق به امیدی به دیدارت آمدم ای خدا ازراه دور٬ افتاده ام رایگان عمر خود ازکف داده ام این منم بیدار از هول گناه میکنم بر مرقدت اینبار نگاه
درپناه حق
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:51 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری. عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه. عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته. عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:46 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:45 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
دختري از پسري پرسيد كه اونو قشنگ ميبيني ؟ پسر گفت نه دختر پرسيد ميخواي تا آخر عمر كنارش بموني؟ پسر گفت نه دختر پرسيد اگه از او ن جدا بشي گريه ميكني؟ پسر گفت نه دختر آهي كشيدو اشك از چشماش جاري شد پسر بازوهاي او را فشرد و گفت: تو قشنگ نيستس بلكه زيبايي من نميخواهم كه تا آخر عمر با تو بمانم من نياز دارم كه تا ابد با تو باشم اگه تو بري من گريه نميكنم من ميميرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:43 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:42 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
برای تو می نویسم ...
برای جوانه هایت ... برای قامت نازک خیالت ... برای اندیشه هایت ... و برای عشق که در سینه تو می تپد ! برای تو می نویسم ... برای چشمهای روشنت ... برای جهانی که از نگاه تو می شکفد ... و فردا که به نام تو از افق بر می آید !!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 10:41 توسط بهار 17 ساله از تهران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
تقدیم به عزیزترین دوستم بهار
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 اردیبهشت 1385 دی 1384 |
|
RSS
|